تبليغاتX
باغ هزار جنون

باغ هزار جنون

دیوونه

سلام به دوستای گل و گلابم ...

مطالب جیدم تو راهه خوشحال می شم که انتقادات تون رو به همراه بیشنهادات تون ببینم

راستی بگید چه مطالبی بیشتر عنوان بشه

+نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت20:48توسط طه | |

در روايت اهل سنت و شيعه مستندا نقل شده است كه امّ سلمه همسر پيامبر (ص ) مى گويد:
روزى رسول خدا (ص ) مشغول استراحت بودند كه ديدم امام حسين عليه السلام وارد شدند، و بر سينه پيامبر(ص ) نشستند، حضرت رسول (ص ) فرمودند: مرحبا نور ديده ام ، مرحبا ميوه دلم ، چون نشستن حسين عليه السلام بر سينه پيامبر (ص ) طولانى شد، پيش خودم گفتم ! كه شايد پيامبر(ص ) ناراحت شوند ،و جلو رفتم ، تا حسين عليه السلام را بر دارم .
حضرت پيامبر (ص ) فرمودند: امّ سلمه تا وقتى كه حسينم خودش ‍ مى خواهد بگذار بر سينه ام بنشيند، و بدان كه هر كس باندازه تار مويى حسينم را اذيّت كند مانند آن است كه مرا اذيّت كرده است .
امّ سلمه مى گويد: من از منزل خارج شدم ، و وقتى باز گشتم به اتاق رسول خدا(ص ) ديدم پيامبر (ص ) گريه مى كند، خيلى تعجّب كردم ! و عرض ‍ كردم يا رسول اللّه خداوند هيچگاه تو را نگرياند، چراناراحتيد؟ ملاحظه كردم و ديدم حضرت پيامبر(ص ) چيزى در دست دارد، و بدان مينگرد و مى گريد. جلوتر رفتم و ديدم مشتى خاك در دست دارد.
سؤ ال كردم يا رسول اللّه اين چه خاكى است كه تو را اين همه ناراحت مى كند. رسول اكرم (ص ) فرمودند:
اى امّ سلمه الان جبرئيل بر من نازل شد و عرض كرد كه اين خاك از زمين كربلا است . و اين خاك فرزند تو حسين عليه السلام است كه در آنجا مدفون مى شود.
يا امّ سلمه بگير اين خاك را و بگذار در شيشه اى ، هر وقت كه ديدى رنگ خاك به خون گرائيد، آنوقت بدان كه فرزندم حسين عليه السلام به شهادت رسيده است .
امّ سلمه مى گويد: آن خاك را از رسول خدا(ص ) گرفتم كه بوى عطر عجيبى ميداد. هنگامى كه امام حسين عليه السلام بسوى كربلا سفر كردند، من نگران بودم و هر روز به آن خاك نظر مى كردم ، تا يك روز ديدم كه تمام خاك تبديل به خون شده است و فهميدم كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيده اند. لذا شروع كردم به ناله و شيون كررم و آن روز تا شب براى حسين گريستم ، آن روز هيچ غذا نخوردم تا شب فرا رسيد، از شدّت ناراحتى و غصّه خوابم برد.
در عالم خواب رسول خدا (ص ) را ديدم ، كه تشريف آوردند ولى سر و روى حضرت خاك آلود است ! و من شروع كردم به زدودن خاك وغبار از روى آن حضرت و عرض كردم يا رسول اللّه (ص ) من بفداى شما، اين گرد و غبار كجاست كه بر روى شما نشسته است .
فرمود: امّ سلمه الان حسينم را دفن كردم !،

تحفة الزّائر مرحوم مجلسى ص 168.
داستانهايى از زمين كربلا

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت8:21توسط طه | |

ای تشنه ی روی دلبند .... برخیز و به عاشقان بپیوند

در جاری مهر شستشو کن ... وانگاه ز خون خود وضو کن

زان پا که در این سفر در آیی ... گر «دست دهی» سبکتر آیی

رو جانب قبله ی وفا کن ... با دل سفری به کربلا کن

بنگر به نگاه دیده ی پاک ...  خورشید به خون تپیده در خاک

افتاده وفا به خاک گلگون ... قرآن  به زمین فتاده در خون

عباس علی ابو فضایل ...  در خانه ی عشق کرده منزل

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت8:16توسط طه | |

 
اول صفر، 37 هجري آغاز جنگ صفين ميان سپاهيان امير مومنان (ع) و لشكريان معاويه بن ابي سفيان.
اول صفر، 61هجري: ورود اسيران واقعه كربلا به شام.
سوم صفر، 57 هجري: ميلاد مسعود امام محمد باقر (ع).
سوم صفر، 120 هجري: شهادت زيد بن علي (ع)
پنجم صفر، 61 هجري: شهادت حضرت رقيه بنت الحسين (ع).
هفتم صفر، 128 هجري: ميلاد مسعود امام موسي كاظم (ع).
هشتم صفر، 35 هجري: وفات سلمان فارسي.
نهم صفر، 37 هجري: شهادت عمار بن ياسر در جنگ صفين.
نهم صفر، 38 هجري: وقوع جنگ نهروان ميان سپاهيان امير مومنان (ع) و فرقه خوارج.
بيستم صفر، سوم هجري: فاجعه بئر معونه و كشته شدن چهل تن از مبلغان پيامبر اسلام (ص)
بيستم صفر، 61 هجري: اربعين شهادت اباعبد الله الحسين (ع) و زيارت قبر آن حضرت توسط جابر انصاري.
بيست وهفتم صفر، 11 هجري: كشته شدن اسود عنسي، متنبي زمان رسول خدا (ص).
بيست وهفتم صفر، 11 هجري: ماموريت اسامه بن زيد از سوي رسول خدا (ع) براي نبرد با سپاه روم.
بيست وهشتم صفر، 11 هجري: رحلت جانسوز پيامبر اكرم (ص).
بيست و هشتم صفر، 11 هجري: ناديده گرفتن حق مسلم امام علي (ع) و انتخاب ابي بكر به خلافت اسلامي.
بيست وهشتم صفر، 50 هجري: شهادت جانگداز امام حسن مجتبي (ع).
آخرين روز صفر، اول هجري: توطئه سران قريش براي كشتن پيامبراكرم (ص).
آخرين روز صفر، 203 هجري: شهادت مظلومانه امام رضا (ع) در خراسان.
صفر، سوم هجري: واقعه رجيع و كشته شدن مبلغان رسول خدا (ص).
صفر، هفتم هجري: حركت رسول خدا(ص) از مدينه براي نبرد با يهوديان خيبر.
صفر، 36 هجري: نصب نخستين استانداران ولايات اسلامي از سوي امير مومنان (ع).
صفر، 36 هجري: اعزام قيس بن سعد انصاري به مصر ازسوي امير مومنان (ع).
صفر، دوم هجري: وقوع غزوه ابوا.
صفر، 251 هجري: قيام اسماعيل بن يوسف علوي بر ضد مستعين عباسي

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت8:15توسط طه | |

اى كـشـتـى نـجات ! اينك گرفتاران امواج پرتلاطم درياى فساد و ظلم و طغيان در انتظار ظهورت لحظه شمارى مى كنند.

اى روزنه اميد! اينك اسيران زنجير استعمار و گرفتاران استبداد، با انتظار روز رهايى از قـيـد اسـارت ظـلم ، دل خوش ‍ كرده و شبهاى ظلمانى و تاريك بيداد را به اميد نور عدالت تو، سپرى مى كنند.

اى چـشـمـه سـار جـوشـان فـضـيـلت ! ايـنـك تـشنه كامان علم و دانش در انتظار جرعه اى از اقيانوس بيكران علم تو صف كشيده اند.

اى بهار آزادى ! اينك مظلومان و بيچارگان و ستمديدگان چشمان خسته خود را به قطرات بارش ابر عدالت تو دوخته اند.

اى مايه اميد، اى آرزوى دل اوليا، اى آنكه شبهاى تار انبيا به اميد ظهورت رقم خورده .

اى آنكه خشم پرخروش ملكوتيان به ياد انتقامت ، فروكش !

و اى آنكه قلب پر خون على عليه السلام را تو مايه تسكين !

اى آنكه پهلوان شكسته زهراى اطهر عليهاالسلام را تو مرحم !

اى آنكه قلب شكسته حسن عليه السلام را تو درمان !

اى آنكه خون پاك شهيدان را تو منتقم !

اى آنكه بازوان به زنجير كشيده اسيران را تو نوازش !

بيا! تا شكوفه هاى بهارى  .....

التماس دعا

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت8:8توسط طه | |

درد دل با محبوب


یا غافر الخطیئات
یا غافر الخطایا
یا غافر الذنب
یا غافر المذنبین
یا غافر من استغفره
یا عظیم العفو
یا واسع المغفره
یا خیر الغافرین
یا ذالعفو و الرضا
یا ذالعفو و الغفران
یا من لا یسئل الا عفوه
یا من لایغفر الذنب الا هو
یا عفو یا غفور
یا کریم الصفح
(ای خدایی که با بزرگواری از گناه بنده هات می گذری!)

مهربونم به هزاران طریق صدات میکنم تا دلتو به دست بیارمو این بنده ی روسیاهتو ببخشی؛

یا قابل التوبات
(خدا تنها تویی که توبه مارو میپذیری!)
یا حبیب التوابین
(خدا فقط تو رفیق ما گناه کارایی!)
یا من یقبل عذر التائبین
(خدا هر عذر و بهونه ای برای بنده هات میارم منو نمی بخشن!!!
تو عذر منو بپذیر و از گناه ما بگذر)
یا من یقبل التوبية عن عباده
(خدا مگه تا حالا بندگیتو نکردم؟
مگه تا حالا با تو قهر بودم؟
خدا من هنوز بنده و مطیع توام! تو از گناه ما بگذر...)
یا من یحب التوابین
(قربون دوست داشتنات برم که همیشه شرمندم کردی!!!)

یا عالم الخفیات
(خدا فقط تو از گناه من   با خبری)
یا عالم السر
(خدا فقط تو از راز دل  من با خبری)
یا من لم یؤاخذ بالجریره
(خدا تنها کسی که وقتی گناه ما رو دید مؤاخذمون نکرد تو بودی!!!)
یا من ستر القبیح
(خدا فقط تو میتونی کار زشت منو   بپوشونی!!!)


یا خیر الحاکمین
(خدا فقط تو میتونی به درستی بین ما حکم کنی)
یا من هو شدید المحال
(خدا ما بنده های ضعیف توایم،
مگه چقدر میتونیم در مقابل عذاب تو تاب بیاریم؟
تو رحم کن
تو ببخش!!!)

یا من یعلم ضمیر الصامتین


یا من یری بکاء الخائفین
(خدا فقط تو می تونی اشکای نازنین و پنهونی چشمای  منو ببینی...)

یا من الیه یفزع المذنبون

یا من الیه یقصد المنیبون
(خدا از گناهمون پشیمونیم؟
جز درگاه تو کجاست پناهگاه گناه کارای پشیمون؟
خدا هیچکس مارو نمی پذیره
تو ما رو ببخش!)

یا رجاء المذنبین
(جز تو به کی امید ببیندیم؟؟؟)


خدا شاید  عهدشو یادش رفته!!!
شاید  گمراه شده!!!
شاید ...

خدا حتی اگه حرف دلش یادش رفت تو یادت نره
خدا تو به عهدت وفا کن!!!

یا ذالعهد و الوفا
یا صادق الوعد
یا موفی العهد
یا من هو فی عهده وفی
یا من هو فی وفائه قوی!

یا من هو علی عباده رحیم
یا من هو بمن عصاه حلیم
(قربون بردباریت برم خالق مهربونم!)

خدا بیکسم
یا ناصر کل مخذول
تو تنهاییمو پر کن!

خدا گناه کارم
یا ساتر کل معیوب
تو عیبامو بپوشون!

خدا دلم شکسته...
یا فارج کل مهموم
تو غم و اندوهمو زایل کن!

یا قریباً غیر بعید
(ای نزدیکی که از هیچکس دور نیست!!!
منو به خودت نزدیک کن)

خدا یادته درد دل قبلی گفتم چقدر احساس تنهایی میکنم؟
گفتی:
فإنی قریب
؟؟؟
خدا تو منو تنها نذار...
تو بهم نزدیک شو...



یا نور النور
یا منور النور
یا خالق النور
یا مدبر النور
یا مقدر النور
یا نور کل نور
یا نوراً قبل کل نور
یا نوراً بعد کل نور
یا نوراً فوق کل نور
یا نوراً لیس کمثله نور

خدا بذار سکوت کنم که خوب بلدی با نورت دل بنده هاتو بخری
تو نور پاکت حلم کن خدا..............................................

+نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت7:49توسط طه | |